تبليغاتX
دیوار نوشته های خیس
و من همان دخترکی هستم که جهان بزرگ در مغزم سکوت برگزیده است

   سلامی دیر....                                  

   به یاد عاشقانه هایی که صدای پای خمپاره ها آشفتشان!

بار اول بود

،چشمهایم خواب نفسهایت را می دید

قول دادی :کوچه سمت تو گم نمی شود

کنارِکبوتری که ترانه می چید

پای پنجره لیلی که خوب می رقصید

حاجی!(شلوارش ۲تا نشده پرکشید)

هیس!

برنگرد

بسم ال........

گفتی بفرست

بوی موهایت را

سلام علی را

نه؟!محمد چطور است؟

امیر هم قشنگ است

نیست؟

من

تو

آب

عطر

.........

حالا که خواب هایم تعبیر عبورت می شوند

جان پروانه ات

من ماهر ترین سیب دزد شهرم.............

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 3 آذر1388ساعت 10:39 توسط :: فاطمه ::

۱.۲.۳.................................بیست و یکمین ساعت مهتاب

دنیا دلش برای چشمهای تازه ای تنگ شده بود

چقدر خوب که سهم من شدند!

ساعت بیست و یک بیست و یکمین شب آذرین بیست و یک سال پیش!

اتفاق عجیبی نیافتاد

گفتم که دنیا دلش برای چشمهای دیگری تنگ شده بود!

.

.

گوش کن مهتابی ناله می کند

آبستن است

بیا کمک کنیم

تا فردا

فلوتی خواهد زایید

پر از پرنده های عاشق

(کیکاووس یاکیده-کولی پیراهن تنگ یک خواب بلند-کاروان-۱۳۸۶)




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 21 آذر1387ساعت 12:8 توسط :: فاطمه ::