دنیا دلش برای چشمهای تازه ای تنگ شده بود
چقدر خوب که سهم من شدند!
ساعت بیست و یک بیست و یکمین شب آذرین بیست و یک سال پیش!
اتفاق عجیبی نیافتاد
گفتم که دنیا دلش برای چشمهای دیگری تنگ شده بود!
.
.
گوش کن مهتابی ناله می کند
آبستن است
بیا کمک کنیم
تا فردا
فلوتی خواهد زایید
پر از پرنده های عاشق
(کیکاووس یاکیده-کولی پیراهن تنگ یک خواب بلند-کاروان-۱۳۸۶)
پاییز چه زیباست ,پاییز دو چشم تو چه زیباست
آرام نگیرم
از عشق بمیرم
آنگاه که به پاییز دو چشم تو ببینم :
هر برگ که از شاخه ی جانم به کف باد روان است
.......
سلام!
روزهای پاییزیتون زیبا
و اما .....
چند وقتی است,
حسابم را از حساب کوچه های شهر جدا کرده ام
که پاپیچم نشوند
که,
دخترک چترهایت کو!؟
روی لختی ثانیه هایم باشم بهتر است!
-باور ساده ای است-
آنور آسمان این قطره ها Made in ناکجایند عزیز!
اینجا
پیاده روها از خواب دیشب هم ساده ترند
که کولی پیش پای من دست می خواند!
قسم هم نخورد
باور کنی
گلوی آسمان
پیش چشمهایم گیرا ست.